ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

1184

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

لهجهء مزبور چنان كه ياد كرديم به علت اتساع مخرج قاف از آخر مخرج آن پديد مىآيد . و هم آن گروه به زشتى و قبح [ 1 ] آن را تصريح مىكنند و گويا در نزد ايشان به صحت نپيوسته است كه حرف مزبور لغت نسل نخستين است در صورتى كه ما يادآور شديم كه اين تلفظ ايشان پيوسته به نسل نخستين است ، زيرا ايشان زبان را از پيشينيان خود پشت در پشت به ارث برده‌اند و لهجهء مزبور از شعارهاى خاص ايشان مىباشد و اينها همه دليل بر اين است كه از يادگارهاى نخستين نسل و زبان پيامبر ( ص ) است چنان كه همه اينها را ياد كرديم . و ممكن است كسى گمان كند اين لهجهء قاف متداول در ميان شهرنشينان منشعب از حرف قاف عرب نيست ، بلكه لهجهء مزبور بسبب آميزش عرب با عجم ( غير عرب ) پديد آمده است و عربها هم بشيوهء عجمان آن را تلفظ ميكنند و بنابر اين حرف مزبور از حروف زبان عرب نيست . ولى آنچه بقياس نزديكتر است همان است كه ما ياد كرديم و گفتيم دو لهجهء مزبور يك حرف بيش نيستند منتها حرف قاف داراى مخرج وسيعى است . پس بايد اين نكته را نيك دريافت و خدا راهنما و آشكار كننده است . ] فصل 40 در اينكه زبان شهرنشينان و مردمان شهرهاى بزرگ لغت مستقلى مخالف لغت مضر است بايد دانست كه معمولا مكالمهء شهرنشينان نه به زبان مضر قديم و نه به زبان نژاد كنونى آن قوم است ، بلكه ايشان به زبان ديگر مستقلى كه هم از لغت مضر و هم

--> [ 1 - ) ] در چاپ پاريس ج 3 ص 305 كلمهء استقباح بغلط « اسقباح » ! چاپ شده ولى در نسخهء خطى « ينى جامع » ( استقباح ) است .